قهرمان ميرزا عين السلطنه
6982
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ايالات مىشمارم . من از روز اول كه قلم دست گرفتم به احزاب مصنوعى و هوچيها و ليدرهاى قلابى معتقد نبوده و هميشه پيش چشمم مجسم بود كه ملت حقيقى ايران كه اهالى طهران نمونهء آن مىباشد ، شما در تمام اين مدت دستخوش قضايا بوده هرروزى صفحات خود را تسليم يك سياست و يك دسته مردم كرده و قصد خودتان فقط اين بود كه مدير روزنامه باشيد . و الّا هرگاه خودتان عقيده و خطمشى محققى داشتيد ملتفت مىشديد كه جمهورى هرقدر هم خوب و پسنديده باشد وقتىكه ملت آن را نخواست و در مطالبهء آن سعى نكرد كارى است لغو و مىدانستيد وقتىكه مردم عصبانى شدند ، ازدحام كردند بر عليه جمهوريت وظيفهء جرايد ملى غير از اين بوده است كه شما و رفقاى مغرور و بىفكر شما اتخاذ كرده و هنوز هم از آن تعقيب مىكنند . آقاى صبا اگر مردم ايران امروز آزاد باشند خواهيد ديد كه از ايالات و ولايات ايران فريادهاى شديدتر و مخوفتر از فرياد طهرانيها بر عليه شما و رفقايتان بلند خواهد شد . هرگاه به حقوق ملى و علوم اجتماعى آشنا بوديد تصديق مىكرديد كه به يك ملت و تودهاى نمىشود نسبت ارتجاعى يا كهنهپرستى داد . زيرا اگر ملت يك اصل و رژيمى را قبول نكرد همان اندازه در نزد دنيا اهميت داشته و واجب الاطاعه است كه يك رژيمى را خواسته و يك اصلى را مطالبه كرده . از خود شما مىپرسم اكثريت ملت ايران امروز مايل به تغيير رژيم مشروطه به جمهوريت مىباشد يا برعكس با آن مخالف است . اگر بگوئيد اكثريت طرفدار جمهوريت است دروغ گفتهايد و عمل ثابت كرده است كه فقط احساسات ملى مانع از تغيير رژيم بود . زيرا به موجب مدارك ثابته انگليسها كه اقوىترين عمّال هرگونه دسيسه و تحريك و اعمال نفوذ در ميان ملت و ساير مقامات مىباشند با جمهوريت ايران همراه بودند . روسها هم به موجب اسناد قطعى تا روزهاى افتتاح مجلس كه هنوز بعضى احساسات بروز نكرده بود مخالف با جمهورى ايران منطق ندارد بوده باشند . ساير قواى نافذهء داخلى هم به شهادت عموم ، هواداران جمهوريت بودند و حتى آقاى مدرس هم نمىگفت كه بايد قاجاريه بمانند و ايران جمهورى نشود . فقط مىگفت عجله براى چيست . معذلك به من توضيح بدهيد آقاى صبا كه چه شد يكدفعه اين فكر عقيم ماند و داد و فريادهاى شما و ديگران بلااثر گرديد . ناچار اعتراف كنيد كه همان احساسات مخفى و شعور مستور اكثريت ملت بود كه يكباره سدى سديد شده اينكار را عقب انداخت . در خاتمه از آقاى صبا تمنا دارم همان قسم كه من هميشه احترام ايشان را حفظ مىكردم ايشان هم به احترامات من هجوم نكرده اجازه ندهند نگفتنيها را بگوئيم . ( پايان مقالهء قانون )